ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
271
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) رحلت رسول خدا ( ص ) مردم دسته دسته بر ايشان نماز مىگزاردهاند بىآنكه كسى پيشنماز باشد . يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرىّ از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب نقل مىكند كه مىگفته است * پيكر مطهر پيامبر ( ص ) را بر تختى نهادند و مسلمانان گروه گروه در آمده و نماز گزارده سلام مىدادند و كسى پيشنماز نبود . حكم بن موسى از عبد الرزاق بن عمر ثقفىّ ، از زهرىّ نقل مىكند كه مىگفته است به ما خبر رسيده است كه * مردم گروه گروه داخل مىشدند و بر پيامبر ( ص ) نماز مىگزاردند و در نماز كسى عهده دار امامت نبود . عفّان بن مسلم و اسود بن عامر از حمّاد بن سلمة نقل مىكنند كه از ابو عمران جونىّ ، از ابو عسيم كه خود شاهد بوده روايت شده است كه * پس از مرگ رسول خدا ( ص ) مردم گفتند : چگونه بر ايشان نماز بگزاريم ؟ گفتند : گروه گروه از اين در داخل شويد و نماز بگزاريد و از در ديگر بيرون شويد . هاشم بن قاسم از صالح مرىّ ، از ابو حازم مدنىّ نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، نخست مهاجران گروه گروه در آمدند و بر ايشان نماز گزاردند و پس آن گاه انصار و پس آن گاه ديگر مردم مدينه ، و چون مردان نماز گزاردند ، زنان از بهر نماز در آمدند و چنان كه شيوهء آنان است ، آواز گريه و شيون بلند شد . پس بانگى در خانه شنيدند و ترسيده آرام گرفتند و در اين هنگام ، آواى سروشى مىگفت : خداوند خود مايهء تسليت هر ميرندهيى است و التيام هر ضايعهاى است و بازماندهء هر از ميان رفتهاى است . باز ساخته كسى است كه ثواب و پاداش التيامش داده باشد و مصيبت ديده كسى است كه ثواب ، مصيبت او را جبران نكند . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابىّ بن عبّاس بن سهل بن سعد ساعدىّ ، از پدرش ، از جدّش نقل مىكند كه مىگفته است * چون رسول خدا رحلت فرمود ، پس از آنكه او را كفن كردند ، بر تختش نهادند و مردم گروه گروه بر ايشان نماز گزاردند و كسى پيشنماز نبود . نخست مردان نماز گزاردند و پس آن گاه زنها . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الحميد بن عمران بن ابو انس ، از پدرش ، و او از قول مادرش نقل مىكرد كه مىگفته است * من نيز با ديگر زنها صف بسته بوديم و بر پيامبر ( ص ) كه روى بسترش نهاده شده بود ، ايستاده نماز گزارديم و دعا كرديم و بر او درود